خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زخم کاری، می برازد بر دل پردرد ماگریه خونبار میزیبد برنگ زرد ما
۲
هر نفس چون شاهدان با آرزوی خفته استعرض ما را داد بر باد این دل نامرد ما
۳
همچو گل ما عاجز بند علایق نیستیممیکشد زود از کف شیرازه دامن فرد ما
۴
هر نسیمی کآمد از کویش به بادم داد و رفتسرسری نگذشت هرگز صرصری از گرد ما
صفحهٔ ۱ از ۲