خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا چند ای ستمگر تاراج مال و جانها؟برخود بزن دو روزی ای برق خان و مانها
۲
چون ناوک فغانم، هردم ز دل نخیزد؟قد از کشاکش چرخ، گردید چون کمانها
۳
باز سفید پیری اینک رسید ز آن رومرغان عقل و حس رم کردند از آشیانها
۴
موی سفید نبود، ما را به سر ز پیریبهر سفید گوییست در پند ما زمانها
صفحهٔ ۱ از ۲