شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۲۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سر بر خط عاشقی نهادیمدر محنت و رنج اوفتادیم
۲
تن را به بلا و غم سپردیمدل را به امید عشق دادیم
۳
غم‌خواره شدیم در ره عشقوز خوردن غم همیشه شادیم
۴
قصه چه کنم که در ره عشقبا محنت و غم جنابه زادیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth