خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۱۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با گدا خلق کن، دست سخایی درم استخنده در رو، بدل گریه ابر کرم است
۲
نشود صاحب خود را نرساند به جزاظلم را عادل اگر کس نشمارد ستم است
۳
محو از صفحه گیتی شده امروز سخنآنکه گه حرف سخن میزند اکنون قلم است
صفحهٔ ۱ از ۱