خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۱۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهار ما، نفس سرد و، چشم گریان استگل سر سبد سینه، داغ جانان است
۲
ز بس که هر طرفم نوگلیست، در چشممبرنگ خواب بهاری، نگه پریشان است
۳
شود ز صحبت احباب، چشم دل روشنچراغ غمکده ما صفای یاران است
۴
مبند بر رخ یاران، در گشاد جبینکلید روزی هر خانه، پای مهمان است
صفحهٔ ۱ از ۳