شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۱۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی فکر تو، ناپاک دل از لوث جهان استبی ذکر تو، دل خانه بی آب و روان است
۲
از ما سخن خال و خط امروز بود زشتحرف گل رخسار، گل شمع زبان است
۳
برخیز که آمد به سرت مرگ سبکخیزهرچند که بر خاطرت این حرف گران است
۴
جز فتنه نزاید چو زبان شد بسخن جفتشور و شر عالم همه فرزند زبان است
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth