خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۱۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بسکه ضعفم از نگاه او بخود بالیده استدر جهان نیستی یارب چسان گنجیده است
۲
گشته نیلی از خط سبز آن بناگوش لطیفرنگ برروی گلش، روزی مگر گردیده است؟
۳
پیش او هرچند باشد پیش پا افتاده، لیکمصرع بحر طویل زلف او پیچیده است
۴
روزگار از بهر زنجیر دل دیوانه امباز آن زلف سیه را ز کجا تابیده است
صفحهٔ ۱ از ۲