شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۱۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز بسکه قوت جذب نگاه با آن روستبهر که حرف زنم، روی گفت و گو با اوست
۲
گرش بود نظری، با سگان درگه خویشنگنجدم دگر از شوق، استخوان در پوست
۳
بنای حسن ز اول نهاده اند بنازبه سنگ سخت دلی پای طاق آن ابروست
۴
چو کاسه یی که نویسند هفت سلام در آنز زعفران رخم نقش کاسه زانوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth