خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۱۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سوی قبرستان گذاری کن، که خوش بوم و بریستسبزه هر سو خط یاری گل رخ سیمین بریست
۲
بسکه پربار از گل صدرنگ حسرت گشته استسر نهاده بر زمین، در هر قدم شاخ زریست
۳
هر طرف آرامگاه شاه دامادیست شوخهر قدم گردک سرای نو عروس دلبریست
۴
هر قدم در دانه ها از بس بخاک افتاده اندچشم دل گر واکنی، هر جاده عقد گوهریست
صفحهٔ ۱ از ۲