شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۱۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خرام ناز تو، معمار شهر ویرانیستنگاه، مفتی آیین نامسلمانیست
۲
ز شیوه های تو ای شاه ملک استغناکسی که ملتفت ماست، چین پیشانیست
۳
عجب نباشد، اگر گشته چشم دلها سیرکه دست زلف تو در کیسه پریشانیست
۴
یکی ز خاک نشینان کوی تست مگرکه عطف دامن گردون ز صبح نورانیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth