شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۱۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آید چو مرگ هستی پیر و جوان یکیستدر پیش برق، سبزه تر با خزان یکیست
۲
از هیچکس، بجز دوزبانی ندیده ایمخلق زمانه را همه گویی زبان یکیست
۳
منعم ز حال مردم بی برگ غافل استدر پیش سرو، فصل بهار و خزان یکیست
۴
فرق هنر ز بی هنری، قدردان کندمیزان چو نیست، قدر سبک با گران یکیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth