خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۱۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فکر سامان جهان، کار من رنجور نیستبرنیاید این تلاش از ناتوانان، زور نیست
۲
میکشد خود را بر اوج جاه این دار فناپایه مرد خویشتن بین را کم از منصور نیست
۳
یافتی چون ملک دل، بگشا به اظهارش زبانوالی این مملکت را، حاجت منشور نیست
۴
تنگ روزی، بیش گردد بهره مند از مال خودجوی بهتر میخورد آبی که آن پرزور نیست
صفحهٔ ۱ از ۲