خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۲۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دمی بشمع کرامت، چو تندی خو نیستخطی بحرف سعادت چو چین ابرو نیست
۲
بهای گوهر مردم بود بآب حیابفرق خاک کسی را که آب دررو نیست
۳
زمغز پوچ بود پیش مرد آزادهسری که روز وشب از فکر حق بزانو نیست
۴
زبحر غفلت دنیای درون ترا خطریچوچار موجه خواب چهار پهلو نیست
صفحهٔ ۱ از ۲