خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۲۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
واعظ مکن نصیحت خود صرف ما عبثدر چشم کور چند کشی توتیا عبث
۲
سرگشتگی است منزل از خود گذشتگاننقش قدم فتاده بدنبال ما عبث
۳
تا کی برنگ مردم عالم برآمدن؟آیینه شد بهر بدو نیک آشنا عبث
۴
کردم ز خدمت تو هما را بزیر بارنشکستم استخوان چون نی بوریا عبث
صفحهٔ ۱ از ۲