شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۲۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بآب سبزه، به جان تن، بود چه سان محتاج؟به درد عشق بود دل صد آنچنان محتاج
۲
سخنوری نتوان بی سخن شنو کردنسخن به گوش بود بیش از زبان محتاج
۳
بسی بود ز گدا احتیاج شاه افزونکه هست او به جهان، این به نیم نان محتاج
۴
ز احتیاج خلاصند بی کس و کویانز خانه داری باشد بزه کمان محتاج
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth