شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۲۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فصل شباب رفت و، نیامد بکار هیچفیضی نیافتیم ازین نوبهار هیچ
۲
دنیای شوم را نبود، هیچ اعتباربا آنکه کس از او نگرفت اعتبار هیچ
۳
از بسکه این جهان نبود دلنشین مرادر دل نمی نشیند ازو جز غبار هیچ
۴
در پیش زرپرست که فکرش همه زر استباشد شمار زر، همه روز شمار هیچ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth