خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۲۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل واکن هر پیر و جوانست دم صبحبر دل نفس شیشه گرانست دم صبح
۲
از هم نگسسته است درو قافله فیضپیوسته بهار است و خزانست دم صبح
۳
بر راه تو ای قافله گریه خونباراز دیده شبنم، نگرانست دم صبح
۴
تا ثبت کند دمبدم ارقام سعادتبر لوح تو کلک دو زبانست دم صبح
صفحهٔ ۱ از ۳