شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۲۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عرق بر خویش چون از تاب آن گلبرگ تر پیچدسرشک از غیرتم در دیده، چون آب گهر پیچد
۲
نقاب افگنده برخوان شرح حال بیزبانان راکه میترسم زبان نامه هم در یکدگر پیچد
۳
نبیند کشتی ما روی آسایش در این دریامگر وقتی که چون گرداب خود را بر خطر پیچد
۴
تویی فرمانروای کشور دلها کنون واعظدلی نتواند از تأخیر افغان تو سر پیچد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth