شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۲۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز ماندم در بلایی الغیاث ای دوستاناز هوای بی وفایی الغیاث ای دوستان
۲
باز آتش در زد اندر جانم و آبم ببردباد دستی خاکپایی الغیاث ای دوستان
۳
باز دیگر باره چون سنگین دلان بر ساختماز بت چونین جدایی الغیاث ای دوستان
۴
باز ناگه بلعجب وارم پس چادر نشاندآفتابی را هبایی الغیاث ای دوستان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth