خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۲۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سنایی را یکی برهان ز ننگ و نام جان ای جانز عشق دانهٔ دو جهان میان دام جان ای جان
۲
مکن در قبهٔ زنگار اوصاف حروف او راچو عشق عافیت پخته چو کارم خام جان ای جان
۳
به قهر از دست او بستان حروف کلک صورت رابه لطف از لوح او بستر تمامی نام جان ای جان
۴
چو روی خویش خرم کن یکی بستان طبع ای بتچو زلف خویش در هم زن همه ایام جان ای جان
صفحهٔ ۱ از ۲