خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۲۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی از اسباب نیکی بدگهر فرخنده میگرددسگ درنده از سوزن کجا دوزنده میگردد
۲
نکو از اختلاط بدکنش، بد میشود آخرچو با تیغ آب همدم میشود، بُرّنده میگردد
۳
چمن تا گل نمیگردد، کجا گل میدهد ای دل؟مخور غم، این کدورتها در آخر خنده میگردد
۴
خدا را بنده شو، گر در جهان آزادگی خواهیکه ترک بندگی چون کرده کافر، بنده میگردد
صفحهٔ ۱ از ۲