خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۲۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم دل منعم سیر، ز اسباب نمیگردداز ریگ روان صحرا سیراب نمیگردد
۲
عیب است زبس تندی از مردم روشن دلاز خجلت خود آتش، چون آب نمیگردد
۳
بیشوق شنیدن حرف، از دل بزبان نایدتا آب نخواهد گشت، دولاب نمیگردد
۴
در خواب اجل، راحت از خواب نمی بینیبر چشم دل از فکرش، تا خواب نمیگردد
صفحهٔ ۱ از ۲