خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۲۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز بی برگان دل روشن ضمیران باصفا باشدکه هر خاری به چشم شعله، میل توتیا باشد
۲
مگردان خالی از دامان همت، دست سائل راکه بهر روز بد دلهای شب دست دعا باشد
۳
نباشد هیچ انباری به از انبان محتاجانکه آن را پایه یی بس محکم از دوش گدا باشد
۴
هرآن یاری که باشد در نهادش راستی محکمبه جای نور چشم خلق، مانند عصا باشد
صفحهٔ ۱ از ۲