شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۲۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز پیری، چون مرا قد همچو شمع سرنگون باشددم مرگست، از آنم گریه و افغان فزون باشد
۲
نباشد زینتی، جز گوهر دل، اهل عرفان رامرصع پوشی ما، همچو دریا از درون باشد
۳
تو گر چوب ستم، مظلوم شمشیر دعا داردترا کی ای ستمگر، رنگی از دل‌های خون باشد؟!
۴
بگرد خاطرم پیوسته گردد، لعل نوشینشهمینم لاله سیراب، از باغ جنون باشد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth