خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۲۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همین توقعم از تنگ آن دهن باشدکه گاه هم شکر افشان، ز حرف من باشد؟
۲
کشی مصور اگر زحمت شبیه مرامکش تو هیچ ز من، تا شبیه من باشد
۳
بجز تلاش کنان صف نعال، کجاستکسی که لایق صدر هر انجمن باشد
۴
کنند زندگیی در لباس، خودسازانکسی است زنده که فکرش همین کفن باشد
صفحهٔ ۱ از ۲