خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۲۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشقی گر خواهد از دیدار معشوقی نشانگر نشان خواهی در آنجا جان و دل بیرون نشان
۲
چون مجرد گشتی و تسلیم کردستی تو دلبی گمان آنگه تو از معشوق خود یابی نشان
۳
چون ز خود بیخود شدی معشوق خود را یافتیذات هستی در نشان نیستی دیدن توان
۴
نیستی دیدی که هستی را همیشه طالبستنیستی جوینده را هستی کم اندر کهکشان
صفحهٔ ۱ از ۳