خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۲۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون در معشوق کوبی حلقه عاشقوار زنچون در بتخانه جویی چنگ در زنار زن
۲
مستی و دیوانگی و عاشقی را جمع کنهر سه را بر دار کن وز کوی معنی دار زن
۳
گوهر بیضات باید خدمت دریا گزینور عقیق و لعل خواهی تکیه بر کهسار زن
۴
شاهراه شرع را بر آسمان علم جویمرکب گفتار پی کن چنگ در کردار زن
صفحهٔ ۱ از ۲