خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۳۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر گه آن مه، رخ بنماید از پی دفع گزندمیکند در مجمر دل عقده های کار سپند
۲
عقده ام از کیست در دل؟ از بلائی آفتیچون نزاکت زود رنج و، چون ملامت دلپسند!
۳
چون خموشی، راز دارو، چون سخن حاضرجوابچون اثر بیگانه خوی و، چون دعا بالابلند
۴
چون توان جست از کمند سرکشی کز حیرتشتاب را پای برون رفتن نباشد از کمند؟!
صفحهٔ ۱ از ۲