خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۳۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این حریفان که گهی زاهد و گه اوباشنداز پی وسعت روزی، نخود هرآشند
۲
رفته دندان و، پی نقش و نگارند هنوزگویی این طفل مزاجان صدف نقاشند
۳
جمله بینا به عیوب هم و، کور از هنرندهمه در شام سیه رویی خود خفاشند
۴
عیب هم را همه چشمند و زبان، چون مقراضروز و شب همدم یکدیگر و، در پرخاشند
صفحهٔ ۱ از ۲