خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۳۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گردید حرص افزون، آن را که مال افزودمیگردد آب پر زور، چون میشود گل آلود
۲
در دل محبت زر، سودا فزاست در سرروشن بود که آذر، هرگز نبوده بی دود
۳
آن را که دست احسان، کم سوده دست عوراندست از تأسف آن، خواهد بسی بهم سود
۴
خواهی شوم مکرم، داد ودهش مکن کمبر فرق خلق عالم، جا دارد ابر از جود
صفحهٔ ۱ از ۳