شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۳۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سنبل از تاب خم موی تو، درهم می‌شودغنچه از شرم گل روی تو، شبنم می‌شود
۲
گشت داغم دلنشین‌تر، در هوای نو بهارز آنکه بهتر مهر گیرد، صفحه، چون نم می‌شود
۳
لطف می‌گردد به ما، تا می‌رسد بیداد توزخم ما را آب شمشیر تو، مرهم می‌شود
۴
از پی هم‌درد می‌گردد، دل بی‌تاب من؛موم من گر شمع گردد، شمع ماتم می‌شود!
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth