خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۳۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که پرچین جبههات، از حرف مردن میشودخانه از مرگ تو فردا، پر ز شیون میشود
۲
ای که با نام کفن، خود را نسازی آشنااین قبا آخر تو را پیراهن تن میشود
۳
طالع فیروز خواهی، مهربانی کن بخلقچرب نرمی بر چراغ بخت، روغن میشود
۴
میکنی تا ساز برگ عیش، وقت رفتن استمیرود تا واشود گل، وقت چیدن میشود
صفحهٔ ۱ از ۲