خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۳۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از چشم تنگ مردم، چشمم عصا نخواهداز بیم زهر منت، دردم دوا نخواهد
۲
با دست رنج خویشم، فارغ ز ریزش خلقجز آبروی بازو، دست آسیا نخواهد
۳
از آنکه بهر زینت، داری بدستها چشمزینت بس آنکه دستت، رنگ از حنا نخواهد
۴
دردسر تکلف بر سر ز کثرت آمدگر تن دهی به وحدت، نان شوربا نخواهد
صفحهٔ ۱ از ۴