خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۳۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عجب دانم، از زخم بسمل برآید!خدنگی، که از شست قاتل برآید!
۲
نگه جانب غیرم از دیده ترچو تیریست کز زخم مشکل برآید
۳
چنان نیست باریک، راه خیالشکه از عهده رفتن دل برآید
۴
چنان تنگ بندد، به شوخی میان راکه مطلب از آن شوخ، مشکل برآید
صفحهٔ ۱ از ۲