شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۳۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز عکست آینه، چون آب در خروش آیدز چهره تو قدح، همچو می بجوش آید
۲
ز شوق اینکه خرامی چو سرو در بازارگل از بهشت بدکان گل فروش آید
۳
ز ناتوانی خویشم غمی که هست، اینست:که ناله ام نتواند ترا بگوش آید!
۴
بود سلام وداعم یکی، که پیش تو کسچنان زخود نرود، کو دگر بهوش آید
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth