خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۳۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خرد بگیر سر خود، که یار میآیدجنون تهیه خود کن بهار میآید
۲
بهار، دلبری از نو بهار من داردکه پا ز لاله و گل در نگار میآید
۳
عجب مدار که گرداب گردباد شودکنون که کشتی ما بر کنار میآید
۴
جز اینکه کس نگذارد وجودشان هرگزدگر ز مردم عالم چه کار میآید؟!
صفحهٔ ۱ از ۲