خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۳۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غم او ساخت دلم تنگ و، هم او بگشایددانه از آب گره گشت و، ازو بگشاید
۲
در خور حوصله خویش برد هرکس فیضطاقتی کو که نقاب از رخ او بگشاید؟
۳
کشور فتح، مسخر ز شکست تو شوداین دیاریست که با تیغ عدو بگشاید
۴
دل، خوش از صبر به تنگ آمده، کو زور غمیکه ز چاک دلم این بند رفو بگشاید؟!
صفحهٔ ۱ از ۲