خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۳۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا گلگشت معنی باشد از سیر چمن خوشترکه بعد از خامشی چیزی نباشد از سخن خوشتر
۲
ز بس چون تب که دیده جامه گلگون تن زارممرا از ذوق عریانیست مردن بیکفن خوشتر
۳
دل غمناکم، از بس میکند از بیغمان نفرتبه چشمم شام غربت آید از صبح وطن خوشتر
۴
تن پوسیدهای داریم نذر کاهش دردشاگر افتد قبول او، بود از جان من خوشتر
صفحهٔ ۱ از ۲