خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۳۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کشد کلفت ز دنیا کم، بود هرکس به تمکین ترازین رو آب را از خاک باشد جبهه پرچینتر
۲
بود منعم ز زر خوشحال و، ما از بیزری ناخوشز زر گل رعنا بود از پشت رنگینتر
۳
به راه بندگی، دنیا مددکار است سالک راکه از آلودگی با خاک، گردد آب زورینتر
۴
بود کوتاه عمری، کان بود با پیچ و تاب غمکه گردد نارساتر زلف چون گردید پرچینتر
صفحهٔ ۱ از ۲