خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۳۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منعم! باهل فقر چه خوانی نوای زر؟ما را بس است سکه مردی بجای زر!
۲
ناید بجمع مال سر همتم فرودر سر نگنجد اهل فنا را هوای زر
۳
گر پیش خلق نیست زر از جان عزیزترجان میکنند بهر چه عمری برای زر؟!
۴
باشد گدا همیشه عرق ریز آبرواز بس دود چو چشم طمع، در قفای زر
صفحهٔ ۱ از ۳