شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۴۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باشد بکشت عمر تو برق فنا نفسهردم که سرزند نه بذکر خدا نفس
۲
گردم زنی ز عشق، ز هستی ببند لب؛در بحر غوطه ور نتوان گشت با نفس
۳
دردم چنان گداخت، که نتوان شناختنکاین صورت منست در آیینه یا نفس
۴
دیوار تن شکسته ز سیلاب زندگیزان دم بدم کناره گزیند زما نفس
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth