شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۴۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وقت نزاع، جان و دل از بهر غارتشناخن بهمزند ز دو ابرو اشارتش
۲
شاید که در لباس رسد از لبش بکامپنهان شده است معنی از آن در عبارتش
۳
گردیده خاطرم چو قدمگاه یاد اوغمها از آن کنند تلاش زیارتش
۴
دل خانه شکسته ز بار وجود تستباشد خراب ساختن خود، عمارتش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth