خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۳۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانا ز لب آموز کنون بنده خریدنکز زلف بیآموختهای پرده دریدن
۲
فریاد رس او را که به دامِ تو درافتادیا نیست تو را مذهبِ فریاد رسیدن؟
۳
ما صبر گزیدیم به دام تو که در دامبیچاره شکاری خبه گردد ز تپیدن
۴
اکنون که رضای تو به اندوه تو جفتستاندوه تو ما را چو شکر شد به چشیدن
صفحهٔ ۱ از ۵