شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۴۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر گردنم چنان شده محکم طناب قرضکز جا دگر نمیکندم اضطراب قرض
۲
نظم سخن چگونه نپاشد ز یکدیگرتار نفس گسسته شد از پیچ و تاب قرض
۳
زآن وا نمیشود بسخن چون صدف لبمکز سر گذشته چون عرق شرم، آب قرض
۴
قرض از حساب رفت برون و، نمیدهمچیزی بقرض خواه، بغیر از حساب قرض
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth