خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۴۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای مستی شباب، ترا کرده باب وعظبرگ خزان برای تو باشد کتاب وعظ
۲
ای آنکه برده غفلت دنیا ترا ز هوشبر روی دل چرا نفشانی گلاب وعظ؟!
۳
چشمت ز خواب بیخبری وا نمیشودتا چهره حیات نشویی بآب وعظ
۴
چون شد سواد موی تو روشن، میسر استآیینه بر گرفتن و، خواندن کتاب وعظ
صفحهٔ ۱ از ۳