خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۴۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیهوشی دولت را، مردن شمرد عاقلآوازه رفعت را، شیون شمرد عاقل
۲
اوضاع جهان دایم، مانند نفس باشدهرآمد کاری را، رفتن شمرد عاقل
۳
لب چون بطلب جنبد، در پیش کسان، آن رابر شمع نکو نامی، دامن شمرد عاقل
۴
آسایش عزلت را، گفتیم و، نفهمیدنداین مرتبه جویان را، کودن شمرد عاقل
صفحهٔ ۱ از ۲