خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۴۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو تار چنگ کند گوشمال غم سازمچو مرغ رنگ بتنگست بال پروازم
۲
رسید ضعف بجایی که نارساست اگرکنند کوک بساز خموشی آوازم
۳
ز بس جهان شده خالی ز دوستان صدیقفرامشی بود امروز محرم رازم
۴
بشوق بال و پر افشانی فضای عدمچو گل همیشه گشاد است بال پروازم
صفحهٔ ۱ از ۲