خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۴۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چهره بگشای، که از شوق بپرواز آیمتا بود جان بتن از خود روم و، باز آیم
۲
پر ز افغانم و خاموش چو ابریشم سازناخن دادرسی کو که به آواز آیم؟!
۳
تنم از ضعف چنان شد، که بسر منزل خویشنبرم راه ز بیهوشی اگر باز آیم
۴
شبنم آسا همه تن دیده گریان گردمچون بگلگشت سراپای تو طناز آیم
صفحهٔ ۱ از ۲