خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۴۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برآ ز خانه، که از خان و مان خویش برآیمبحرف زودتر آ، تا بخویش دیرتر آیم
۲
اگر عتاب نمایی تو، من بتاب در افتماگر ز جای در آیی تو، من ز پای درآیم
۳
بدست و پا زدن این ره نمیرسد بنهایتمگر تمام شود عمر و، در رهت به سر آیم
۴
ز رشک اینکه مبادا ترحمت به دل آیدچنین شکسته نمیخواهمت که در نظر آیم
صفحهٔ ۱ از ۲