خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۵۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پا ز دولت نخورد، ترک سر درویشانره بحشمت ندهد، خاک در درویشان
۲
ندهد حاجتشان، راه بتصدیع کسیبار صندل نکشد، دردسر درویشان
۳
طایر گلشن قدسند ز فارغبالیای ستمگر نخوری هان بپر درویشان!
۴
وقت این خانه بدوشان، همه صبح وطنستشام غربت نبود، در سفر درویشان
صفحهٔ ۱ از ۴